الفيض الكاشاني

مقدمه 82

مجموعة رسائل ( فارسى )

تائب مرده باشند يا توبه [ نيز ] نكرده باشند ليكن ايشان را شفاعتى دريافته باشد يا رحمت الهى رسيده . حق تعالى ما را و برادران مؤمن ما را بهشت روزى گرداناد چنان كه از هر در كه خواهيم داخل شويم ، بمَنِّه و كَرَمه . و دوزخ جاى خوارى و انتقام است از اهل كفر و عصيان و هرگز نَميرند تا خلاص شوند و ساعتى عذاب ايشان تخفيف نيابد تا بياسايند « لا يقضى عليهم فيموتوا و لا يخفف عنهم من عذابها » « 1 » . نه خواب ايشان را راحت رساند و نه آب به گلوى ايشان رسد ، مگر حَميم و غَسّاق « لا يذوقون فيها بردا و لا شرابا * إلا حميما و غساقا » « 2 » . « حَميم » آبى است كه چون به نزديك روى آورند گوشتهاى روى در آن ريزد ، و چون بياشامند رود [ ه ] هاى ايشان پاره پاره گردد ، و « غَسّاق » رِيمى « 3 » است از ريشهاى دوزخيان سيلان كند ، يا اشكها كه از حسرات بارند ، يا زمهرير كه به آن معذّب گردند . اگر طعام طلبند ايشان را زَقّوم دهند ، مثل مس و روى گداخته كه بجوشد در شكمها ، مثل جوشيدن آب گرم كه اعضا را بگدازد ، « إن شجرة الزقوم * طعام الأثيم * كالمهل يغلي في البطون * كغلي الحميم » « 4 » ،

--> ( 1 ) - فاطر : 36 . : « نه حكم شود بر آنها [ به مرگ ] تا بميرند و نه عذابش از آنها سبك شود » . ( 2 ) - النّبأ : 24 - 25 . : « در آنجا ( دوزخ ) نه هيچ خنكى - نسيمى - چشند و نه هيچ آشاميدنيى * مگر حَميم ( آب جوشان ) و غَسّاق ( خونابهء دوزخيان ) » . بيانِ « حميم » و « غَسّاق » در متن مذكور است . ( 3 ) - رِيم - بكسر را - : چركى كه از زخم بيرون بيايد . ( 4 ) - الدُّخان : 43 - 45 . : « همانا درخت زَقّوم * خوردنىِ بزه‌مند است * مانند مِس و روى گداخته است كه در شكمها مىجوشد * همچون جوشيدن آبِ جوشان » .